※♥مینیمال هایی برای زندگی♥※

ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر می شوند...

شروع خاطرات من خندیدنت شد

جهان من اندازه ی پیراهنت شد

شبی که دلتنگم تو بوی بارانی

تو را قسم دادم با من بمانی

تویی دلیل گریه های بی حسابم

که جای خالی تو میدهد عذابم

برای دیدن تو این غریبه تنها

بگو کجا سفر کنم کجای دنیا

غم مقدس نشسته در خیالم

کسی نبوده بعد تو به فکر حالم

منی که فرصتی نمانده در جهانم

چگونه بی تو سر کنم نمیتوانم....

 

 


برچسب‌ها: علیرضاپوراستاد, کجای جهان
نوشته شده در سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰ساعت 9:44 توسط مــرجــان بــانــو



مطالب پيشين
» ذوق دارم برای پاییز...
»  افسوس...
» ادامه میدهم....
» تنهایی
» مهم است که...
» تولدت مبارک پسرم
» میخواستم یلدا داشته باشیم بدون غم و اندوهی...
» همه چیز را نمیشود فریاد زد!!!
» 
» صبورتر باشیم

Design By : Pars Skin