ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر می شوند... افسوس... قسمتِ غمگینِ ماجرا اینجاست؛گلهایی که به مواظبتِ بیشتری نیاز داشتند،باغبانهای بیتفاوتتری نصیبشان شد... نوشته شده در یکشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۴ساعت 8:59 توسط مــرجــان بــانــو| مطالب پيشين » ذوق دارم برای پاییز... » افسوس... » ادامه میدهم.... » تنهایی» مهم است که... » تولدت مبارک پسرم » میخواستم یلدا داشته باشیم بدون غم و اندوهی... » همه چیز را نمیشود فریاد زد!!!» » صبورتر باشیم
افسوس... قسمتِ غمگینِ ماجرا اینجاست؛گلهایی که به مواظبتِ بیشتری نیاز داشتند،باغبانهای بیتفاوتتری نصیبشان شد... نوشته شده در یکشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۴ساعت 8:59 توسط مــرجــان بــانــو| مطالب پيشين » ذوق دارم برای پاییز... » افسوس... » ادامه میدهم.... » تنهایی» مهم است که... » تولدت مبارک پسرم » میخواستم یلدا داشته باشیم بدون غم و اندوهی... » همه چیز را نمیشود فریاد زد!!!» » صبورتر باشیم
قسمتِ غمگینِ ماجرا اینجاست؛
گلهایی که به مواظبتِ بیشتری نیاز داشتند،
باغبانهای بیتفاوتتری نصیبشان شد...