※♥مینیمال هایی برای زندگی♥※

ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر می شوند...

کاش لااقل به یک نفر به قدر کفایت اعتماد داشتم تا حس کنم وقت‌هایی که از عالم و آدم بریده‌‌ام و حالم خوب نیست، برایم آغوش باز کرده تا با ذهنی لبریز و قلبی مالامال، به امنیت آغوشش پناه ببرم.

کاش لااقل یک نفر در جهان بود که قلعه‌ی ظریف اعتمادم را خراب نکرده‌بود و می‌شد گاه‌گاهی روی حضورش حساب کرد.

غریب مانده‌ام وسط کلی آدم که عزیزان من‌اند و هیچ‌کدامشان کاهنده‌ی رنج‌های من نیستند و هیچ‌کدامشان من را نمی‌فهمند و جهان هیچ‌کدامشان با جهان شکننده‌ی من هم‌پوشانی ندارد!

امن باشید برای آدم‌ها، که برای هرکداممان رنجی هست و این روزها هرکدام کنج جهان خودمان کز کرده‌ایم و داریم از بی‌پناهی و تنهایی رنج می‌کشیم.

خسته، شکست خورده، زخمی و افتاده گوشه‌ی رینگ...


برچسب‌ها: دل نوشته
نوشته شده در شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت 8:33 توسط مــرجــان بــانــو|


چقدر نیاز دارم به یک رفیق.

به کسی که با حوصله و عشق مرا بشنود.

که چقدر حرف دارم برای گفتن و

چه سخت است پر از حرف بودن و هیچ کسی را برای شنیدن نداشتن...
چقدر نیاز دارم به گوشی شنوا و ذهنی بی‌طرف و آغوشی پذیرا.

به گفتن و گفتن و گفتن و بغض کردن و گریستن و نفسی عمیق کشیدن و آرام شدن...
چقدر نیاز دارم به شنیده شدن، به دوست داشته شدن، به در آغوش گرفته شدن...
به از هر دری گفتن و گفتن و گفتن و
فهمیده شدن...
چقدر دلم آدمی امن می‌خواهد...

دلم آدمی امن می خواهد

#نرگس_صرافیان_طوفان


برچسب‌ها: دل نوشته
نوشته شده در چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت 21:10 توسط مــرجــان بــانــو|



مطالب پيشين
» ذوق دارم برای پاییز...
»  افسوس...
» ادامه میدهم....
» تنهایی
» مهم است که...
» تولدت مبارک پسرم
» میخواستم یلدا داشته باشیم بدون غم و اندوهی...
» همه چیز را نمیشود فریاد زد!!!
» 
» صبورتر باشیم

Design By : Pars Skin