※♥مینیمال هایی برای زندگی♥※

ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر می شوند...

نمی‌دانم دقیقا برای چه غمگینم اما می‌دانم که غمگینم

و نمی‌دانم برای چه حادثه‌ای، اما نیاز دارم گریه کنم.

روان آدم‌ها مانند ظرفی‌ست که با هر دلخوری، هر اندوه، هر زخم و

هربار دوست داشته نشدن، لبریز تر می‌شود

و جایی از مسیر، می‌رسد به نقطه‌ی

«یک اتفاقِ کوچکِ ناخوشایند مانده به سر ریز» ...

و آن اتفاق کوچک ناخوشایند می‌افتد و

آدمی ناگهان و فراتر از حد انتظار،

فرو می‌پاشد از درون و من دقیقا همان‌جام....

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۱ساعت 12:35 توسط مــرجــان بــانــو|



مطالب پيشين
» ذوق دارم برای پاییز...
»  افسوس...
» ادامه میدهم....
» تنهایی
» مهم است که...
» تولدت مبارک پسرم
» میخواستم یلدا داشته باشیم بدون غم و اندوهی...
» همه چیز را نمیشود فریاد زد!!!
» 
» صبورتر باشیم

Design By : Pars Skin